گنجینه آموزشی و تربیتی
قطار به کدام سمت حرکت می کند؟
اگر قطار به سمت راست حرکت میکند:
نیمکره چپ مغز شما فعال و توسعه یافته است. این بخش از ذهن تواناییهای زبانی شما را به عهده دارد. این نیمه از مغز گفتار و توانایی خواندن و نوشتن شما را کنترل میکند. همچنین حقایق، نامها، تاریخ و نوشتهها را به یاد شما میآورد. سمت چپ مغز مسئول منطق و تجزیه و تحلیل است. به این معنی که تمام واقعیات را بررسی میکند. اعداد و سمبلهای ریاضی توسط این بخش شناخته میشوند. اطلاعات از طریق نیمکره چپ مغز بترتیب پردازش میشوند.
اگر قطار به سمت چپ حرکت میکند:
نیمکره راست مغز شما فعال است. نیم کره راست متخصص پردازش اطلاعات تصویری و نمادهاست اما نه اطلاعات کلمهای. این نیمه از مغز به ما فرصت خواب دیدن و خیالبافی را میدهد. با کمک نیمکره راست، ما میتوانیم داستانهای مختلف را با هم ترکیب کنیم. همچنین این نیمکره مسئول تواناییهای موسیقی و هنرهای تجسمی است. نیمکره راست به طور همزمان میتواند بسیاری از اطلاعات مختلف را پردازش کند. این بخش میتواند مشکلات را بعنوان یک کل حل کند و نه با استفاده از تجزیه و تحلیل.

منبع: مدرسه راهنمایی شهید دستغیب
برچسبها: تست ذهنی, نیمکره چپ و راست, پردازش, علوم و ریاضی, هنر و موسیقی
نتايج مرحله اول سنجش علمي دوره راهنمايي آموزش و پرورش يزد - سال 13۹۰
دانش آموزان عزیز : برای دستیابی به نتیجه آزمون خود روی عبارت زیر کلیک کنید.
نتایج مرحله اول سنجش علمی دوره راهنمایی
استان یزد
امیدوارم که نتجه دلخواهتان را کسب کرده باشید.
برچسبها: سنجش علمی, نتایج مرحله اول, آزمون علمی, استان یزد, دوره راهنمایی
داستان کوتاه
پشت چراغ قرمز پسرک باچشمانی معصوم ودستانی کوچک گفت چسب زخم نمیخواهید؟؟
آهی کشیدم وبا خود گفتم
تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
باز نه زخمهای من خوب میشود
نه زخمهای تو ...!
1. نگاه میکنی می بینی خانوادت 3 نفر بیشتر نیستند ولی 5 خط موبایل دارند.
2. به همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه پشت میز بغل دستی تو نشسته.
3. رابطه ات با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارند کمتر و کمتر میشود تا به حد صفر برسد.
4.ماشینت را جلوی در خانه پارک میکنی بعد با موبایلت زنگ میزنی خانه که بیایند کمک و چیزایی را که خریدی ببرند داخل.
5. هر آگهی تلویزیونی یک آدرس اینترنتی هم دارد.
6. وقتی خانه را بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیرد و با سرعت برمیگردی که موبایلت رو برداری. بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت را بدون موبایل گذراندی.
8. صبحها قبل از خوردن صبحانه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله.
9. الان در حالیکه این ایمیل رو میخوانی،سرت رو تکان میدی و لبخند میزنی. بله میخندی
10. اینقدر سرگرم خواندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 ندارد.
11. الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی ببینی شماره 7 را داشته یا نه؟
12. و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی.
13 .دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی.
خوب! من شوخی کردم ولی این نشان میدهد که تو ، انسان عصر 2012، به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگویند باور میکنی!
پس مواظب خودت باش دوست عزیز
نمونه سوال تستی سال سوم راهنمایی
جواب درست را انتخاب کنید.
1. Some of the animals in the zoo --------------from Africa.
|
a. come |
b. go |
c. get |
d. ask |
2. I eat some -------------- every day.
|
a. food |
b. tea |
c. milk |
d. water |
3. He's -------------- about his friend.
|
a. learning |
b. living |
c. talking |
d. walking |
4. Ahmad drinks some -------------- every morning.
|
a. milk |
b. butter |
c. cheese |
d. food |
5. There is a lot of -------------- on the table.
|
a. rulers |
b. books |
c. flowers |
d. bread |
6. Amin's bicycle is new but this one is --------------
|
a. tall |
b. thin |
c. short |
d. old |
7. A -------------- has two wheels.
|
a. taxi |
b. bicycle |
c. car |
d. bus |
8. My aunt is making lunch in the --------------
|
a. library |
b. bookcase |
c. garden |
d. kitchen |
B: Structures
جواب درست را انتخاب کنید.
1. She -------------- to school by bicycle.
|
a. never go |
b. never goes |
c. goes never |
d. never is |
2. Do you know our teachers? Yes, I know --------------
|
a. you |
b. him |
c. them |
d. us |
3. Do you get up after your father? Yes, I get up after --------------
|
a. you |
b. her |
c. them |
d. him |
4. Is Hamid playing with his friends? Yes, he's playing with --------------
|
a. them |
b. him |
c. he |
d. her |
5. Does your brother help you? Yes, he helps --------------
|
a. I |
b. me |
c. you |
d. him |
6. Many people -------------- to the park on Fridays.
|
a. come |
b. is coming |
c. comes |
d. are coming |
7. This child -------------- late.
|
a. gets up never |
b. get up never |
c. never gets up |
d. never get up |
8. Do you know me? Yes, I know -------------- well.
|
a. me |
b. you |
c. us |
d. him |
9. Does your father help you and your brother?
Yes, he helps --------------
|
a. we |
b. us |
c. me |
d. them |
10. Mr Jamali -------------- at home on Fridays
|
a. always is |
b. are always |
c. always are |
d. is always |
مبلغ اسلامی بود . در یکی از مراکز اسلامی لندن.
عمرش را گذاشته بود روی این کار تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود
و کرایه را می پردازد . راننده بقیه پول را که برمی گرداند ۲۰ سنت اضافه تر می دهد .
می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه !
آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی …
گذشت و به مقصد رسیدیم .
موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم .
پرسیدم بابت چی ؟
گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما و مسلمان شوم
اما هنوز کمی مردد بودم .
وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم .
با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم .
فردا خدمت می رسیم
تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد .
من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم …
منبع :http://joke123.blogfa.com/
در وصیتنامه «محمدحسین ذوالفقاری» کوچکترین رزمنده دفاع مقدس( رزمنده و شهید دوازده ساله میبدی) آمده است: ای دشمن! بدان که ملت ما همیشه بیدار و پیروز خواهد بود؛ به من نگاه کن و ببین که چگونه آزادانه به جنگ با کفار میروم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا میکنم.
به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، شهید «محمدحسین ذوالفقاری» در دهمین روز از بهار 1348 مقارن با ماه محرم در خانوادهای عاشق اهل بیت عصمت و طهارت در شهیدیه میبد شکفته شد؛ او از کودکی به مکتب خانه رفت و قرآن را فرا گرفت.
وی در 9 سالگی به همراه خانواده به زیارت عتبات عالیات مشرف شد و سه بار توفیق یافت به زیارت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام برود و در نجف به زیارت امام خمینی (ره) مشرف شد و از ایشان سؤالاتی درباره انقلاب اسلامی پرسید و به همراه خود چند عکس از حضرت امام و شهید سیدمصطفی خمینی را به ایران آورد.
این شهید نوجوان در دوران انقلاب اسلامی به همراه برادرش در تظاهراتها شرکت میکرد؛ در تظاهرات شهر مشهد نیز حضور داشت که برادرش «علیرضا» از ناحیه کتف زخمی شد. با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، علیرضا در جبههها حضور پیدا میکند و این حضور موجب اشتیاق محمدحسین شده و با کسب رضایت والدین برای گذراندن دوره آموزش نظامی به پادگان رفت.
محمدحسین با اصرار زیاد در 23 مهرماه 1360 به جبهه اعزام شد و 18 آذر ماه خبر به خون غلطیدن برادرش در منطقه لالهزار بستان برادرش علیرضا را شنید؛ وی برای حضور در تشییع پیکر برادر شهیدش به یزد بازگشت و چند روز پس از تشییع برادر به جبهه اعزام شد و در گردان عاشورا به عنوان تک تیرانداز سازماندهی شد.
این سرباز 12 ساله ولایت در جبهه شوش به پیکار با دشمنان اسلام پرداخت و سرانجام در 28 دی ماه 1360 بر اثر اصابت ترکش به دیدار حق شتافت.
وصیتنامه شهید «محمدحسین ذوالفقاری»
بسم رب شهداء و الصدیقین
انالله و انا الیه الراجعون؛ سلام بر امام زمان (عج) و سلام بر امام خمینی و سلام بر ملت شریف ایران؛ به نام خدای در هم کوبنده ستمگران و به نام خدای یاری دهنده مستضعفان.
ای دشمن! بدان که ملت ما همیشه بیدار و پیروز خواهد بود؛ ای منافق! ای ستون پنجم! بدان که اگر اسلام در کشوری ریشه نهد دیگر جای تو نیست. ای دشمن! به من نگاه کن و ببین که چگونه آزادانه به جنگ با کفار میروم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا می کنم، خودت فکر کن ای منافق که تو در راه چه کسی کشته میشوی، به خاطر احساسات نفسانی و درونیت یا به خاطر شخص و اشخاص، یا برای خدا؛ معلوم است تو برای شخص و برای احساسات نفسانی و شیطانیت کشته میشوی، چه بیهوده.
درود بر آن کسانی که راه حق را پیمودند و در آن راه یک قدم عقب نگذاشتند و جان خود را نثار راه حق کردند. ای ملت ایران! هرگز نگذارید فرزندانتان در دامن این منافقین یا ستون پنجم گرفتار شوند. ای ملت ایران! از کودکی فرزندانتان را خود ساخته سازید که آینده فرزندانتان خوب باشد. ای مردم! هرگز فرزندانتان را به خاطر مال اندوزی و طمع دنیا بزرگ نکنید که دنیا شما و فرزندانتان را در کام خود فرو میبرد و از خدا دور میکند و بازگشت آنها را ناهموار میکند.
ای مردم! به خدا، خمینی را رها نکنید که حسینی است و اگر خمینی را رها کردید از اهل کوفه و شام هستید و از یزیدیان زمانید، اگر رهایش نکردید و پیرو او بودید از حسینیان و از پیروان خط راستین او هستید و «هل من ناصر ینصرنی» حسین علیه السلام را از زمین گرم کربلا لبیک گفتهاید، به امید اینکه این چنین باشد.
ای کارمند! ای کشاورز! ای کارگر! ای بازاری! ای مردم ایران! کوچکترین کاری که به نفع این مملکت میکنید برای اسلام است، به خدا که چنین است. ای مردم ایران! همه مسلمان شوید که مسلمان هستید، شما هم مسلمان واقعی شوید زیرا این مملکت حکومت امام زمان (عج) در آن استقرار خواهد یافت زیرا ظهور امام زمان (عج) در این مملکت است و شما برای استقبال او هر لحظه آماده باشید.
خداحافظ، به امید پیروزی اسلام برکفر.
محمد حسین ذوالفقاری
* مبادا از شهادتم غصه بخورید که امانت را باید به صاحبش بازگردانم
وصیتم به پدر و مادرم!
مادر عزیزم! هر چه شما کردید، دو تا بچه برادرم علیرضا. سلام بر شما ای پدر و مادرم، سلام بر تو که شب و روز از کوچکیم خواب نکردی تا من بزرگ شدم، سلام بر تو ای پدری که بازوانت را شب و روز به کار بردی تا من رشد و نمو کنم و تا این حد برسم و برای زندگی آینده شما پر ثمر باشم ولی چه کار کنم که نه مال شما هستم نه مال خودم بلکه هر عضو از اعضای بدن من امانت است و باید آن امانت را قربانی کنم و زودتر آن امانت را به او برسانم، پس شما نباید غصه بخورید و از مرگ من بگریید و به زاری بپردازید زیرا که خدا در قرآن می فرماید «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون؛ ومپندارید کسانی که در راه خدا کشته شدهاند، مردهاند بلکه زندهاند و نزد خدا روزی میخورند».
انشاءالله که این آیه قرآن به شما و دیگر کسانی که در سوگ من نشستهاند قوت و نیرویی عطا کند . ای پدر و مادر! از دوستان و آشنایان بخواهید که اگر به آنها اذیت و آزاری کردهام و آنها از من ناراضی هستند مرا ببخشند که خدای مهربان مرا ببخشد.
منبع: خبرگزاری فارس
داستان توقع زیاد
داستان توقع زياد
در زمان هاي قديم شخصي براي خريد كنيز به بازار برده فروشان رفت و مشغول گشت و تماشاي حجره هاشد.
به حجره اي رسيد كه برده اي زيبا در آن براي فروش گذارده و از صفات نيك و توانايي هاي او هم نوشته بود ند و در آخر هم نوشته بودند، اگر بهتر از اين را هم بخواهيد به حجره بعدي مرا جعه فرماييد.
در حجره بعدي هم كنيزي زيبا با خصوصيات خوب و توانايي هاي بسيار در معرض فروش بود و ضمنا بر بالاي سر او هم همان جمله قبلي كه اگر بهتر از اين را مي خواهيد به حجره بعدي مراجعه نماييد.
آن بندۀ خدا كه حريص شده بود از حجره اي به حجره ديگر مي رفت و برده ها را تماشا مي نمود و در نهايت هم همان جمله را مي ديد.
تا اينكه به حجره اي رسيد كه هر چه در آن نگاه كرد برده اي نديد. فقط در گوشه حجره آينه ي تمام نماي بزرگي را نهاده بودند خوب دقت كرد و ناگهان خودش را تمام و كمال در آينه ديد.
دستي بر سر و روي خود كشيد.
چشمش به بالاي آينه افتاد كه اين جمله را بر بالاي آينه نوشته بودند:
چرا اين همه توقع داري؟
قيافه خودت را ببين و بعد قضاوت كن.
هرچه خدا بخواهد!!!
آرتور اش
قهرمان افسانه ای تنیس
هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد.
طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند.
یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: "چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟"
آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت:...
در سر تا سر دنیا
بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند.
حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند.
از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند
و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند
پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند.
پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند.
چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند.
و دو نفر به مسابقات نهایی.
وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست هایم می فشردم هرگز نپرسیدم که "خدایا چرا من؟"
و امروز وقتی که درد می کشم، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم :"چرا من؟"
یادگیری لغات زبان انگلیسی
به ماه مهر نزدیک می شویم و دانش آموزان در تدارک شروع سال تحصیلی جدید هستند کتابهای جدید که تهیه میکنند قبل از اینکه جلد بگیرند چند باری ورق می زنند و می گویند آیا درس های امسال سخت است یا آسان ؟ کتاب زبان هم که ورق می زنند می گویند ما چطور این لغات را حفظ کنیم و به خاطر بسپاریم؟
البته من هر سال در جلسه اول سال تحصیلی روشهای یادگیری لغات و گرامر را برای دانش آموزانم توضیح می دهم و الان در این پست نیز مواردی از آن روشهای موثر درج شده که توصیه می کنم حتما برای یادگیری لغات ( vocabulary ) به کار گیرند:
روشهای موثر برای یادگیری لغات زبان انگلیسی
به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:

کارتهای نمایش (Flash cards)
استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.
روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازهای که در جیب جا شوند، تهیه میکنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را مینویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد میکنید. همانطور که کارتها را مرور میکنید، لغتها را به دو دسته تقسیم میکنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر میآورید و آنهایی که به راحتی نمیتوانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکردهاید آنقدر ادامه میدهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفتهاید.
دفتر لغت
سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که میتوانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....
کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً میتوانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....
تصویر سازی ذهنی
در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue (تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه میشوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین میتوانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!
مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorous به معنی شجاع بر میخورید. در این حال میتوانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستادهاید و مشغول تماشای والها هستید. والها یکی یکی به سطح آب میآیند ولی به محض اینکه شما را میبینند میترسند و فرار میکنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب میآید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما میآید. شما با خود میگویید: وال روس، شجاع است! (مثال دوم از rezalotfian.blogfa.com)
این تکنیک به شما کمک میکند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته میشود که هرچقدر تصویر ساخته شده عجیبتر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.
تکرار، تکرار و تکرار!
مطالعات نشان میدهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده میشوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شدهاند. همچنین زبانشناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی میکند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری میکند. در ضمن توصیه میشود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.
مطالعه آزاد
شما میتوانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبانشناسان ادعا میکنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانوادههای آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که میتوانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متنهای انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر میخورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.
طبقهبندی لغات
با طبقهبندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحتتر میشود. به مثال زیر توجه کنید:
|
VEGETABLES Celery کرفس Cauliflower گل کلم Pea نخود Onion پیاز Carrot هویج |
FRUIT Pear گلابی Peach هلو Apple سیب Cherry گیلاس Melon خربزه |
شما همچنین میتوانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشهای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:
child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بیبچه (بیاولاد)
و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که این روشها را با هم تلفیق کنید.
دختری که خدا از او عکس گرفت!!!
دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می رفت و بر میگشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.
بعد از ظهر که شد، هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.
مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینکه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد.
اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد، او میایستاد، به آسمان نگاه می کرد و لبخند می زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار میشد.
زمانیکه مادر اتومبیل خود را به کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار میکنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟
دخترک پاسخ داد: من سعی میکنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس میگیرد!

کاربرد it به عنوان فاعل ، Should
لغات درس دوم
|
سبز |
green |
كيلومتر |
kilometer |
|
مهم |
important |
چه كسي روي خط تلفن است ؟ |
who is it on the phone ? |
|
ژاپن |
japan |
آن مرد كيست ؟ |
who's that man ? |
|
جنگل |
jungle |
علف - گياه – سبزه |
grass |
|
زمين |
land |
شما اهل كجا هستيد؟ |
where do you come from ? |
|
خنديدن |
laugh |
شغل شما چيست ؟ |
what do you do ? |
|
متر |
meter |
مسافرت رفتن – سفر كردن |
travel |
|
ميمون |
monkey |
امتحان دادن |
take an exam |
|
لازم |
necessary |
به خط ايستادن |
stand in line |
|
شمال |
north |
بالارفتن |
go up |
|
بالا |
top |
او اهل .... است ؟ |
He's from |
|
كاملاً |
quite |
ديرشدن |
get late |
|
رسيده |
ripe |
جالب – بامزه |
funny |
|
آسيا |
Asia |
پر (از چيزي) |
full (of sth) |
|
بيدار |
awake |
ثابت كردن – تعمير كردن |
fix |
|
پشت |
back |
مزرعه – ميدان |
field |
|
بهتر |
better |
دستيار كشاورز |
farmhand |
|
باهوش |
clever |
مزرعه |
farm |
|
ابري |
cloudy |
دور (از) |
for (from) |
|
نارگيل |
coconut |
پايين انداختن |
drop down |
|
سرد |
cold |
مكالمه – گفتگو |
dialog |
|
گاو |
cow |
تيره – تاريك |
dark |
|
اروپا |
Europe |
به درستي |
correctly |
|
امتحان |
exam |
به عنوان |
as |
|
چيزي |
something |
بالارفتن |
climb |
|
بهار |
spring |
هم – هم چنين |
also |
|
ماندن |
stay |
برف – برف باريدن |
snow |
|
تشنه |
thirsty |
پرورش دادن |
raise |
|
تركيه |
Turkey |
دفتر پست |
post office |
|
فهميدن |
understand |
تكه – قطعه |
piece |
|
دهكده |
village |
چيدن – برداشتن |
pick |
|
هوا |
weather |
ساختن – درست كردن |
make |
|
كدام |
which |
دراز – طويل |
long |
|
زمستان |
winter |
سرماخوردگي داشتن |
have a cold |
|
چه قدر فاصله است .... ؟ |
How for |
من هستم .... منم. |
It's me |
|
نگه داشتن |
keep |
دستور زبان
گرامر يا دستور زبان اين درس درباره «استفاده از It به عنوان فاعل جمله و كاربرد should در جملات انگليسي مي باشد كه در زير به شرح آن مي پردازيم.
1 – شما قبلاً با It به معناي «آن» يا «او» به عنوان ضمير آشنا شده ايد. اكنون در اين درس مي بينيد كه It مي تواند به عنوان فاعل جمله به كار رود. مانند :
روز سردي است .
It is a cold day.
چيدن گل كار مشكلي است.
It is hard to pick the flower.
2 – It همراه مشتقات فعل be و يك عبارت اسمي ، يك صفت يا يك فعل مانند rain، snow و غيره به كار مي رود. به چند مثال توجه كنيد.
It isn't very late.
خيلي دير شده است.
It is raining.
باران مي بارد.
It is 5 o'clock.
ساعت 5 است
It is easy to learn English.
ياد گرفتن انگليسي كار آساني است .
3 – دقت كنيد كه در اين جمله ها Itمعناي واقعي ندارد و فقط براي اين به كار مي رود كه جاي فاعل را در جمله پر كند. بنابراين آن را معني نمي كنيم. مانند :
وقت ناهار است .
It is time for lunch.
براي معني كردن جمله فوق نمي گوييم «آن وقت ناهار است» بلكه مي گوييم «وقت ناهار است».
4 – شما در درس قبل با فعل ( must = بايد) آشنا شديد. در اين درس با فعل كمكي should به معناي بايستن نيز اشنا مي شويد. Should معناي بايستن و اجبار را مي رساند ولي مثل فعل must به معناي جبر و قانون نيست بلكه يك وظيفه اخلاقي را مي رساند . يا كاري كه اگر انجام شود بهتر است. به عبارت ديگر sould , must هر دو به معناي «بايد» هستند. ولي should از must ضعيف تر است.
او بايد امشب مطالعه كند
He should study tonight.
5 – بعد از فعل كمكي should فعل اصلي به صورت ساده (مصدر بدون to) به كار مي رود.
She is sick today. She should stay in bed.
او امروز بيمار است. او بايد در رختخواب بماند.
6 – براي سؤالي ساختن با should بايد should را به اول جمله بياوريم ؟
آيا او بايد امشب مطالعه كند؟
should he study tonight ?
7- براي منفي ساختن از should not و يا مخفف آن shouldn't استفاده مي كنيم.
آنها نبايد كلاس را ترك كنند.
They shouldn't leave the class.
كاربرد زبان
«دريافتن درباره اشخاص»
finding out about people
شما اهل كجا هستيد؟
A – where do you came from?
من اهل ژاپن هستم .
B- I come from japan .
شغل شما چيست؟
A- what do you do ?
من يك معلم هستم .
B- I'm a teacher.
آدرس شما چيست؟
A – what's your address?
خيابان آزادي شماره 172
B - 172 Azadi Avenue.
تمرين
پاسخ صحيح را از ميان گزينه هاي داده شده انتخاب كنيد.
1 – what time is it ?"……… is 10 o'clock.
1) this
2) that
3) it
4) the
2 – what day is today?" ……..is Sunday."
1) this
2) that
3) it
4) _
3 – How far is …….from here to your school?
1) it
2) this
3) these
4) that
4 – who is on the phone? "………is me ".
1) it
2) she
3) he
4) that
5 – It is ………….today.
1) rain
2)cloudy
3)snow
4)wind
6- They should …….early today morning.
1) get up
2) to get up
3) pot up
4) getting up
7– she has a test tomorrow. She should …. Hard to night.
1) to study
2) study
3) studied
4) have studied
8 – "……….."? I'm a doctor.
1) where are you form?
2) what's your name?
3) where do you come from?
4) what do you do ?
9 – where …..? I come from Tehran.
1) are you come from.
2) do you come from
3) are you come.
4) do you come.
10 – Is it raining or snowing? It ………. 
1) is cloudy
2) is windy
3) is snowing
4) raining
|
پاسخ |
سوال |
|
3 |
1 |
|
3 |
2 |
|
1 |
3 |
|
1 |
4 |
|
2 |
5 |
|
1 |
6 |
|
2 |
7 |
|
4 |
8 |
|
2 |
9 |
|
4 |
10 |
had to ، couldn’t
|
نام خانوادگي – نام فاميل |
last name |
درباره چيزي آموختن |
learn about sth |
|
مقدار كم – كوچك |
little |
دوست داشتن |
love |
|
معني داشتن – منظور داشتن |
mean |
بيشتر |
more |
|
موتور سيكلت |
motor – bicycle |
مقدار زياد |
much |
|
بايد |
must |
چند لحظه صبر كنيد لطفاً |
Just a moment |
|
از ديدن شما خوشحالم |
Nice to meet you |
سروقت |
on time |
|
توجه كردن به |
pay attention to |
پول پرداختن براي چيزي |
pay for |
|
گياه |
plant |
خوشگل – قشنگ |
pretty |
|
به خاطر آوردن |
remember |
ريال |
rial |
|
سالاد |
salad |
بنابراين |
so |
|
دنيا – جهان |
world |
آدرس |
address |
|
دوباره |
again |
تمام طول روز |
all day long |
|
سرتاسر |
all over |
تنها – به تنهايي |
alone |
|
الفبا |
alphabet |
شدن |
become |
|
تلفن كردن – صدا زدن |
call |
مي توانست – امكان داشت |
could |
|
آيا مي توانم ؟ آيا اجازه دارم ؟ |
could I ….? |
مردن |
die |
|
زود |
early |
همه – هر كسي |
every body |
|
تمرين – ورزش |
exercise |
اسم كوچك |
first name |
|
جالب – با مزه |
fun |
آلمان |
Germany |
|
از ديدن شما خوشحالم |
Glad to meet you |
رشد كردن – روييدن (براي گياه) |
grow |
|
رشد كردن – روييدن (براي انسان) |
grow up |
اجبار داشت – بايست |
had to |
|
سخت |
hard |
بايد |
have to |
|
من ميل دارم – من مايلم |
I'd like |
كودكستان |
kindergarten |
دستور زبان
گرامر يا دستور زبان اين درس شامل دو بخش است. قسمت اول آن درباره كاربرد فعل كمكي couldn’t (گذشته cant) و قسمت دوم آن درباره كاربرد had to مي باشد. در زير به شرح اين دو قسمت مي پردازيم.
1 – شما قبلاً با فعل كمكي can به معناي توانستن و اجازه داشتن آشنا شده ايد. فعل كمكي can را همراه not به صورت كامل و يا شكل مخفف آن cant جهت منفي كردن به كار مي برند.
I can speak English.
من مي توانم انگليسي صحبت كنم
I cant speak English.
من نمي توانم انگليسي صحبت كنم (حالت منفي )
2 – گذشته فعل كمكي can ، فعل كمكي could مي باشد. فعل كمكي could را همراه not به صورت كامل و يا شكل مخفف آن couldn’t جهت منفي كردن به كار مي برند.
I could speak English last year.
من پارسال مي توانستم انگليسي صحبت كنم
I couldn’t speak English last year.
من پارسال نمي توانستم انگليسي صحبت كنم (حالت منفي )
3 – براي سؤالي ساختن با could، بايد could را به ابتداي جمله بياوريم.
آيا شما پارسال مي توانستيد انگليسي صحبت كنيد؟ (حالت سؤالي)
Could you speak English last year?
4 – شما قبلاً با فعل كمكي must به معناي اجبارداشتن كه براي زمان حال و آينده به كار مي رود، آشنا شده ايد. براي بيان بايستن يا اجبار داشتن در گذشته از فعل كمكي had to استفاده مي كنيم. در جمله پس از must يا had to فعل به صورت ساده (مصدر بدون to) به كار مي رود.
او بايد امروز به مدرسه برود . (زمان حال)
She must go to school today.
او بايد ديروز به مدرسه مي رفت. (زمان گذشته)
She had to go to school yesterday.
من بايد سؤالات پاسخ بدهم . (زمان حال)
I must answer the questions.
من بايد ديشب به سؤالات پاسخ مي دادم (زمان گذشته)
I had to answer the questions last night.
5- به جدول زير توجه كنيد.
|
حال |
گذشته | |
|
Can |
→ |
Could |
|
Must , have to |
→ |
Had |
كاربرد زبان
«پرسيدن اسم كسي»
Asking somones name
1 – A : Excuse me ,Are you Henry?
ببخشيد، آيا شما هنري هستيد ؟
B : Yes , And what's your name?
بله و اسم شما چيست؟
A : I'm John.
من جان هستم
On the phone
روي خط تلفن
2- A : May I speak to Mr. Amini?
مي توانم با آقاي اميني صحبت كنم ؟
B: yes, just a moment please.
بله ، لطفاً يك لحظه صبر كنيد
.Introducing a friend
«معرفي يك دوست »
3 – A : I'd like you to meet my friend Henry.
من ميل دارم كه شما با دوستم هنري آشنا شويد.
B: Glad to meet you Henry.
از ديدارتان خوشبختم هنري
C: Nice to meet you too.
من هم از ديدارتان خوشبختم
تمرين :
پاسخ صحيح را از ميان گزينه هاي داده شده انتخاب كنيد .
1- I can write English now. I …. Write English 2 years ago.
1) can't
2) couldn't
3) have to
4) didn't have to
2 – please …… to what I say.
1)grow up
2) grow
3)pay for
4) pay ottention
3 – when I ….., I will buy a motor-bicycle.
1) become
2) pay attention
3)grow up
4) grow
4 – we need some ….. for the salad.
1) milk
2) tomatoes
3) flowers
4) water
5 – she…… pay for dinner last dinner last night.
1) has to
2) have to
3) had to
4) must
6 – The old man was sick. He….. see a doctor.
1) had to
2) must
3) should
4) has to
7 – They didn’t have a car. They had to … a taxi.
1) take
2) takeing
3) took
4) taken
8 – Ali is very tired. He …. Rest at home.
1) have to
2) could
3) has to
4) souldn't
9 – I can play ping – pong now. I …. Play ping – pong before.
1) can't
2) shouldn't
3) couldn't
4)mustn't
10 – They didn't have enough money so they … buy that car.
1) had to
2) can't
3) mustn't
4) couldn't
|
پاسخ |
سوال |
|
2 |
1 |
|
2 |
2 |
|
3 |
3 |
|
2 |
4 |
|
3 |
5 |
|
1 |
6 |
|
1 |
7 |
|
3 |
8 |
|
3 |
9 |
|
4 |
10 |
شرطی نوع دوم بیان کننده موقعیتی غیر واقعی است بنابر این احتمال انجام شرط
بسیار ضعیف است.
نتیجه شرط جمله ساده
فعل ساده+ could + فاعل + و + جمله گذشته ساده if +
would
might
مثال:
1_If I had a lot of money, I would help poor people.
2_If they arrived this morning ,we might see them.
3_If the car were cheaper .I could buy it.
4_If I werenot a student , I would work somewhere.
5.she couldnot pass the test if she did not study hard .
6.I could buy a new car if I were a rich man.
*در شرطی نوع دوم بهتر است به جای was از were استفاده کنیم .(چون were از was رسمی تر است و غیر واقعی بودن جمله را بیشتر نشان می دهد)
*تذکر*: همانند شرطی نوع اول می توان جای جمله شرط و نتیجه را عوض کرد.
جملات شرط نوع اول(conditional sentences type 1)
شرطی نوع اول احتمال وقوع شرط و نتیجه آن وجود دارد.
به این نوع جمله شرطی .شرطی واقعی (present real)می گویند.
جمله شرط + نتیجه شرط
جمله حال ساده + if + جمله آینده ساده/جمله امری
برای ساخت آینده جمله ی نتیجه در جملات شرطی .از افعال کمکی
will, may , can, must, should استفاده می کنیم .
***تذکر***
چنانچه جمله شرط قبل از نتیجه بیاید بین آنها ویرگول می گذاریم.
if I see him ,I will tell him the news.
اگر او را ببینم به او خبر خواهم داد .
may homework soon, I will go to the park if I finish
اگر تکلیفم را زود تمام کنم به پارک خواهم رفت
he will watch Tv if he has free time
اگر وقت آزاد داشته باشد تلویزیون تماشا خواهد کرد
I can get there on time if take a taxi
اگر تاکسی بگیرم می توانم به موقع برسم.
we can go on a picnic if it isnot rainy.
اگر هوا بارانی نباشد می توانیم به ÷یک نیک برویم .
call me if you need help
اگر نیاز به کمک داری با من تماس بگیر.
نکته دوم :self _pronouns (ضمایر انعکاسی و تاکیدی)
self _prounous
my self
yourself
himself
herself
itself
ourselves
yourselves
themselves
مثال
_she saw herself in the mirror
او خودش را در آینه دید
_he hurt himself
او به خوش صدمه رساند
2_کاربر تاکید
ضمایر تاکیدی برای تاکید روی فاعل به کار می روند .ضمایر تاکیدی و بعد از فاعل یا در
آخر جمله به می روند.
مثال:
_I wrote the letter myself
من خودم نامه را نوشتم
I myself wrote the letter
she herself will clean the car
او خودش ماشین را تمیز خواهد کرد
she will clean the car herself.
نکته سوم :
برخی از فعل ها می توانند دو فعل داشته باشند که در این صورت مفعولی که عمل فعل
مستقیما روی آن واقع می شود مفعول مستقیم اسمی که به نحوی غیر مستقیم با فعل در
ارتباط می شود را مفعول غیر مستقیم می نامند .مفعول مستقیم بلافاصله بعد از فعل
و مفعول غیر مستقیم با یک واسطه (حرف اضافه ) بعد از مفعول مستقیم می آید.
She bought a cake for her sister
Reza gave the book to me
She bought her sister a cake
Reza gave me the book
تذکر ::::
در انگلیسی می توان جای دو مفعول را عوض کرد که در این صورت حرف اضافه مفعول
غیر مستقیم حذف می شود.
تذکر:::
ضمیر انعکاسی نیز می توا ند در نقش مفعول مستقیم یا غیر مستقیم به کار رود.
he bought a car for himself = he bought himself a car
نکته اول:the تعریف معین (Definite article)
مورادی که حروف تعریف the به کار می رود .
(1) the sky, the earth , the moon , the sun,…….
اسامی منحصر به فرد نظیر آسمان .زمین . خورشید
the united states, the Philippines, ….(2)
اسامی بعضی کشور ها......
the morning ,the evening, the afternoon (3)
اوقات شبانه روز...
(3) close the door , open the window, please
اسامی که برای شنونده و گوینده مشخص است.
4) I listened to the news last night )
اشاره به برخی برنامه های تلویزیونی و رادیویی مثل خبر.کارتون.....
the seat of the car , the door of the house (5)
اسامی که با 0f_ phrase مشخص شده باشد
this is the man that I met yesterday (6)
اسامی که با جمله واره های وصفی معرفی شده باشند.
I saw a man in the park , the man was the doctor.(7)
اسامی که قبلا به آن ها صحبت کرده باشیم یا تکراری باشن
the alps , the zayandehrood , the black sea.(8)
اسامی رشته کوه .اقیانوش ها . دریا ها .خلیج.
the atlantic ocean the red sea ,the Persian gulf(9)
اسامی که قبلا راجع به آن ها صحبت کرده باشیم یا تکراری باشند.
(10) the suez canal ,the hormoz stralt the coldest ,the most beautiful
قبل از صفات عالی
مواردی که حرف تعریف the به کار نمی رود
اسامی خاص افراد reza , maryam ,…… john, jack ,
Tehran, shiraz Tokyo, paris...... اسامی شهر ها
iran , germany , china , argentina اسامی کشور ها
on friday,on mondey on wendesday روزهای هفته
, Europe asia , Africa اسامی قاره ها
in aban , in October, in may ماه های س
in 1955,in 1379, in1999,…… سال ها
some books ,my pen, a few apples, اسامی که با وابسته اسمی اسمی
مانند ,some more ,any ,few, little,several, my ,her
نکته دوم ::سوالی کردن جملات با کلمه های پرسشی
whom
what
why
where
when
what time
how
?...+فعل اصلی+فاعل+فعل کمکی+ اسامی غیر قابل شمارش+how much
اسم قابل شمارش+how many
how often
how long
how far
how old
اسم+ which
اسم +whose
(1) when did you do your homework?
(2) why are you going to study English?
(3) how meny student are there in the class?
(4) whose pen is on the desk.
اما هر گاه کلمه ای پرسش who, whar…… فاعل جمله ای را مورد سوال قرار دهد از این الگو مستثی بوده و عینا جای فاعل قرار می گیرد و بقیه اجزای جمله پشت سر آن نوشته می شوند.
» تست ذهنی
» نتايج آزمون مرحله اول سنجش علمي دوره راهنمايي آموزش و پرورش يزد - سال 13۹۰
» داستان کوتاه
» چطور می فهمی که در سال 2012 هستی؟
» نمونه سوال تستی سال سوم راهنمایی
» داستان عجیب
» وصیت نامه کوچکترین رزمنده سال های دفاع مقدس-شهید «محمدحسین ذوالفقاری میبدی»
» بوی ماه مهر
» داستان توقع زياد
| Design By : Pichak |





