تبليغاتX
گنجینه آموزشی و تربیتی

گنجینه آموزشی و تربیتی

 

شما قضاوت کنید٬ حق با کیه؟؟
.
.
.

منبع: http://safirdanesh1.blogfa.com/

نوشته شده در چهارشنبه 1390/11/05ساعت 20:16 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

تست ذهنی:

   قطار به کدام سمت حرکت می کند؟

تست ذهنی

 

 

اگر قطار به سمت راست حرکت می‌کند:

نیمکره چپ مغز شما فعال و توسعه یافته است. این بخش از ذهن توانایی‌های زبانی شما را به عهده دارد. این نیمه از مغز گفتار و توانایی خواندن و نوشتن شما را کنترل می‌کند. همچنین حقایق، نام‌ها، تاریخ و نوشته‌ها را به یاد شما می‌آورد. سمت چپ مغز مسئول منطق و تجزیه و تحلیل است. به این معنی که تمام واقعیات را بررسی می‌کند. اعداد و سمبل‌های ریاضی توسط این بخش شناخته می‌شوند. اطلاعات از طریق نیمکره چپ مغز بترتیب پردازش می‌شوند.

اگر قطار به سمت چپ حرکت می‌کند:

نیمکره راست مغز شما فعال است. نیم کره راست متخصص پردازش اطلاعات تصویری و نمادهاست اما نه اطلاعات کلمه‌ای. این نیمه از مغز به ما فرصت خواب دیدن و خیالبافی را می‌دهد. با کمک نیمکره راست، ما می‌توانیم داستان‌های مختلف را با هم ترکیب کنیم. همچنین این نیمکره مسئول توانایی‌های موسیقی و هنر‌های تجسمی است. نیمکره راست به طور همزمان می‌تواند بسیاری از اطلاعات مختلف را پردازش کند. این بخش می‌تواند مشکلات را بعنوان یک کل حل کند و نه با استفاده از تجزیه و تحلیل.

تست ذهنی

 

منبع:   مدرسه راهنمایی شهید دستغیب


برچسب‌ها: تست ذهنی, نیمکره چپ و راست, پردازش, علوم و ریاضی, هنر و موسیقی
نوشته شده در سه شنبه 1390/10/13ساعت 16:5 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

نتايج مرحله اول سنجش علمي دوره راهنمايي آموزش و پرورش يزد - سال 13۹۰

دانش آموزان عزیز : برای دستیابی به نتیجه آزمون خود روی عبارت زیر  کلیک کنید.

نتایج مرحله اول سنجش علمی دوره راهنمایی

استان یزد


 امیدوارم که نتجه دلخواهتان را کسب کرده باشید. 

 

 


برچسب‌ها: سنجش علمی, نتایج مرحله اول, آزمون علمی, استان یزد, دوره راهنمایی
نوشته شده در یکشنبه 1390/10/11ساعت 14:9 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

 

داستان کوتاه 

پشت چراغ قرمز پسرک باچشمانی معصوم ودستانی کوچک گفت چسب زخم نمیخواهید؟؟

آهی کشیدم وبا خود گفتم

تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
باز نه زخمهای من خوب میشود
نه زخمهای تو ...!

نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/01ساعت 12:22 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

چطور می فهمی که در سال 2012 هستی؟

 

1. نگاه میکنی می بینی خانوادت 3 نفر بیشتر نیستند ولی 5 خط موبایل دارند.
2. به همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه پشت میز بغل دستی تو نشسته.
3. رابطه ات با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارند کمتر و کمتر میشود تا به حد صفر برسد.
4.ماشینت را جلوی در خانه پارک میکنی بعد با موبایلت زنگ میزنی خانه که بیایند کمک و چیزایی را که خریدی ببرند داخل.
5. هر آگهی تلویزیونی یک آدرس اینترنتی هم دارد.
6. وقتی خانه را بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیرد و با سرعت برمیگردی که موبایلت رو برداری. بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت را بدون موبایل گذراندی.
8. صبحها قبل از خوردن صبحانه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله.
9. الان در حالیکه این ایمیل رو میخوانی،سرت رو تکان میدی و لبخند میزنی.  بله میخندی
10. اینقدر سرگرم خواندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 ندارد.
11. الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی ببینی شماره 7 را داشته یا نه؟

12. و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی.

13 .دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی.

خوب! من شوخی کردم ولی این نشان میدهد که تو ، انسان عصر 2012، به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگویند باور میکنی!

پس مواظب خودت باش دوست عزیز

 نوشته از سایت شهریمیز

نوشته شده در یکشنبه 1390/09/20ساعت 17:54 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

 

 نمونه سوال تستی سال سوم راهنمایی

جواب درست را انتخاب کنید.

 

1. Some of the animals in the zoo --------------from Africa.

    

a. come

b. go

c. get

d. ask

              

                                                             

2. I eat some -------------- every day.

 

a. food

b. tea

c. milk

d. water

 

                                               

3. He's -------------- about his friend.

 

a. learning

b. living

c. talking

d. walking

4. Ahmad drinks some -------------- every morning.

 

a. milk

b. butter

c. cheese

d. food

 

                                            

5. There is a lot of -------------- on the table.

 

a. rulers

b. books

c. flowers 

d. bread

 

                                        

6. Amin's bicycle is new but this one is --------------

 

a. tall

b. thin

c. short

d. old

 

                                                 

7. A -------------- has two wheels.

 

a. taxi

b. bicycle

c. car

d. bus

 

                                                 

8. My aunt is making lunch in the --------------

 

a. library

b. bookcase

c. garden

d. kitchen

 

  B: Structures

جواب درست را انتخاب کنید.

1. She -------------- to school by bicycle.

a. never go

b. never goes

c. goes never

d. never is

 

                                        

2. Do you know our teachers?  Yes, I know --------------

a. you

b. him

c. them

d. us

 

                                              

3. Do you get up after your father? Yes, I get up after --------------

a. you

b. her

c. them

d. him

 

                                             

4. Is Hamid playing with his friends? Yes, he's playing with --------------

a. them

b. him

c. he

d. her

 

                                                 

5. Does your brother help you? Yes, he helps --------------

a. I

b. me

c. you

d. him

 

                                                    

 6. Many people -------------- to the park on Fridays.

a. come

b. is coming

c. comes

d. are coming

 

                                                  

                                           

7. This child -------------- late.

a. gets up never

b. get up never

c. never gets up

d. never get up

                                    

8. Do you know me? Yes, I know -------------- well.

a. me

b. you

c. us

d. him

 

                                                  

9. Does your father help you and your brother?

 Yes, he helps --------------

a. we

b. us

c. me

d. them

 

                                                   

10. Mr Jamali -------------- at home on Fridays

a. always is

b. are always

c. always are

d. is always

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1390/08/02ساعت 18:7 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

 داستان عجیب

مبلغ اسلامی بود . در یکی از مراکز اسلامی لندن.

عمرش را گذاشته بود روی این کار تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود

و کرایه را می پردازد . راننده بقیه پول را که برمی گرداند ۲۰ سنت اضافه تر می دهد .

می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه !

آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی …

گذشت و به مقصد رسیدیم .

موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم .

پرسیدم بابت چی ؟

گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما و مسلمان شوم

اما هنوز کمی مردد بودم .

وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم .

با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم .

فردا خدمت می رسیم

تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد .

من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم …

منبع :http://joke123.blogfa.com/

نوشته شده در شنبه 1390/07/23ساعت 17:42 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

ای دشمن! بدان که ملت ما همیشه بیدار و پیروز خواهد بود/
بازخواني وصیت‌نامه کوچکترین رزمنده سا‌ل‌هاي دفاع مقدس
 

در وصیت‌نامه «محمدحسین ذوالفقاری» کوچکترین رزمنده دفاع مقدس( رزمنده و شهید دوازده ساله میبدی) آمده است: ای دشمن! بدان که ملت ما همیشه بیدار و پیروز خواهد بود؛ به من نگاه کن و ببین که چگونه آزادانه به جنگ با کفار می‌روم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا می‌کنم.

خبرگزاری فارس: بازخواني وصیت‌نامه کوچکترین رزمنده سا‌ل‌هاي دفاع مقدس

به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، شهید «محمدحسین ذوالفقاری» در دهمین روز از بهار 1348 مقارن با ماه محرم در خانواده‌ای عاشق اهل بیت عصمت و طهارت در شهیدیه میبد شکفته شد؛ او از کودکی به مکتب خانه رفت و قرآن را فرا گرفت.

وی در 9 سالگی به همراه خانواده به زیارت عتبات عالیات مشرف شد و سه بار توفیق یافت به زیارت حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام برود و در نجف به زیارت امام خمینی (ره) مشرف شد و از ایشان سؤالاتی درباره انقلاب اسلامی پرسید و به همراه خود چند عکس از حضرت امام و شهید سیدمصطفی خمینی را به ایران آورد.

این شهید نوجوان در دوران انقلاب اسلامی به همراه برادرش در تظاهرات‌ها شرکت می‌کرد؛ در تظاهرات شهر مشهد نیز حضور داشت که برادرش «علیرضا» از ناحیه کتف زخمی شد. با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، علیرضا در جبهه‌ها حضور پیدا می‌کند و این حضور موجب اشتیاق محمدحسین شده و با کسب رضایت والدین برای گذراندن دوره آموزش نظامی به پادگان رفت.

محمدحسین با اصرار زیاد در 23 مهرماه 1360 به جبهه اعزام شد و 18 آذر ماه خبر به خون غلطیدن برادرش در منطقه لاله‌زار بستان برادرش علیرضا را شنید؛ وی برای حضور در تشییع پیکر برادر شهیدش به یزد بازگشت و چند روز پس از تشییع برادر به جبهه اعزام شد و در گردان عاشورا به عنوان تک تیرانداز سازماندهی شد.

این سرباز 12 ساله ولایت در جبهه شوش به پیکار با دشمنان اسلام پرداخت و سرانجام در 28 دی ماه 1360 بر اثر اصابت ترکش به دیدار حق شتافت.

 وصیت‌نامه شهید «محمدحسین ذوالفقاری»

بسم رب شهداء و الصدیقین
انالله و انا الیه الراجعون؛ سلام بر امام زمان (عج) و سلام بر امام خمینی و سلام بر ملت شریف ایران؛ به نام خدای در هم کوبنده ستمگران و به نام خدای یاری دهنده مستضعفان.

ای دشمن! بدان که ملت ما همیشه بیدار و پیروز خواهد بود؛ ای منافق! ای ستون پنجم! بدان که اگر اسلام در کشوری ریشه نهد دیگر جای تو نیست. ای دشمن! به من نگاه کن و ببین که چگونه آزادانه به جنگ با کفار می‌روم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا می کنم، خودت فکر کن ای منافق که تو در راه چه کسی کشته می‌شوی، به خاطر احساسات نفسانی و درونیت یا به خاطر شخص و اشخاص، یا برای خدا؛ معلوم است تو برای شخص و برای احساسات نفسانی و شیطانیت کشته می‌شوی، چه بیهوده.

درود بر آن کسانی که راه حق را پیمودند و در آن راه یک قدم عقب نگذاشتند و جان خود را نثار راه حق کردند. ای ملت ایران! هرگز نگذارید فرزندانتان در دامن این منافقین یا ستون پنجم گرفتار شوند. ای ملت ایران! از کودکی فرزندانتان را خود ساخته سازید که آینده فرزندانتان خوب باشد. ای مردم! هرگز فرزندانتان را به خاطر مال اندوزی و طمع دنیا بزرگ نکنید که دنیا شما و فرزندانتان را در کام خود فرو می‌برد و از خدا دور می‌کند و بازگشت آنها را ناهموار می‌کند.

ای مردم! به خدا، خمینی را رها نکنید که حسینی است و اگر خمینی را رها کردید از اهل کوفه و شام هستید و از یزیدیان زمانید، اگر رهایش نکردید و پیرو او بودید از حسینیان و از پیروان خط راستین او هستید و «هل من ناصر ینصرنی» حسین علیه السلام را از زمین گرم کربلا لبیک گفته‌اید، به امید اینکه این چنین باشد.

ای کارمند! ای کشاورز! ای کارگر! ای بازاری! ای مردم ایران! کوچکترین کاری که به نفع این مملکت می‌کنید برای اسلام است، به خدا که چنین است. ای مردم ایران! همه مسلمان شوید که مسلمان هستید، شما هم مسلمان واقعی شوید زیرا این مملکت حکومت امام زمان (عج) در آن استقرار خواهد یافت زیرا ظهور امام زمان (عج) در این مملکت است و شما برای استقبال او هر لحظه آماده باشید.
خداحافظ، به امید پیروزی اسلام برکفر.
محمد حسین ذوالفقاری

* مبادا از شهادتم غصه بخورید که امانت را باید به صاحبش بازگردانم

وصیتم به پدر و مادرم!
مادر عزیزم! هر چه شما کردید، دو تا بچه برادرم علیرضا. سلام بر شما ای پدر و مادرم، سلام بر تو که شب و روز از کوچکیم خواب نکردی تا من بزرگ شدم، سلام بر تو ای پدری که بازوانت را شب و روز به کار بردی تا من رشد و نمو کنم و تا این حد برسم و برای زندگی آینده شما پر ثمر باشم ولی چه کار کنم که نه مال شما هستم نه مال خودم بلکه هر عضو از اعضای بدن من امانت است و باید آن امانت را قربانی کنم و زودتر آن امانت را به او برسانم، پس شما نباید غصه بخورید و از مرگ من بگریید و به زاری بپردازید زیرا که خدا در قرآن می فرماید «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون؛ ومپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده‌اند بلکه زنده‌اند و نزد خدا روزی می‌خورند».

انشاء‌الله که این آیه قرآن به شما و دیگر کسانی که در سوگ من نشسته‌اند قوت و نیرویی عطا کند . ای پدر و مادر! از دوستان و آشنایان بخواهید که اگر به آنها اذیت و آزاری کرده‌ام و آنها از من ناراضی هستند مرا ببخشند که خدای مهربان مرا ببخشد.

منبع: خبرگزاری فارس

نوشته شده در یکشنبه 1390/07/03ساعت 11:17 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

نوشته شده در یکشنبه 1390/07/03ساعت 10:50 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

داستان توقع زیاد

داستان توقع زياد

در زمان هاي قديم شخصي براي خريد كنيز به بازار برده فروشان رفت و مشغول گشت و تماشاي حجره هاشد.

به حجره اي رسيد كه برده اي زيبا در آن براي فروش گذارده  و از صفات نيك و توانايي هاي او هم نوشته بود ند و در آخر هم نوشته بودند، اگر بهتر از اين را هم بخواهيد به حجره بعدي مرا جعه فرماييد.

در حجره بعدي هم كنيزي زيبا با خصوصيات خوب و توانايي هاي بسيار در معرض فروش بود و ضمنا بر بالاي سر او هم همان جمله قبلي كه اگر بهتر از اين را مي خواهيد به حجره بعدي مراجعه نماييد.

آن بندۀ خدا كه حريص شده بود از حجره اي به حجره ديگر مي رفت و برده ها را تماشا مي نمود  و در نهايت هم همان جمله را مي ديد.

تا اينكه به حجره اي رسيد كه هر چه در آن نگاه كرد برده اي نديد. فقط در گوشه حجره آينه ي تمام نماي بزرگي را نهاده بودند خوب دقت كرد و ناگهان خودش را تمام و كمال در آينه ديد.

دستي بر سر و روي خود كشيد.

چشمش به بالاي آينه افتاد كه اين جمله را بر بالاي آينه نوشته بودند:

چرا اين همه توقع داري؟

قيافه خودت را ببين و بعد قضاوت كن.

منبع:    http://mehrbaran49.blogfa.com/post-2523.aspx

نوشته شده در سه شنبه 1390/06/22ساعت 10:24 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

هرچه خدا بخواهد!!!

آرتور اش
قهرمان افسانه ای تنیس
هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد.
طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند.

یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: "چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟"
آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت:...

در سر تا سر دنیا
بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند.
حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند.
از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند
و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند
پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند.
پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند.
چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند.
و دو نفر به مسابقات نهایی.
وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست هایم می فشردم هرگز نپرسیدم که "خدایا چرا من؟"
و امروز وقتی که درد می کشم، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم :"چرا من؟"

منبع:        http://bafroonews.blogfa.com/post-6685.aspx

نوشته شده در شنبه 1390/06/19ساعت 10:15 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

یادگیری لغات زبان انگلیسی 

به ماه مهر نزدیک می شویم و دانش آموزان در تدارک شروع سال تحصیلی جدید هستند کتابهای جدید که تهیه میکنند قبل از اینکه جلد بگیرند چند باری ورق می زنند و می گویند آیا درس های امسال سخت است یا آسان ؟  کتاب زبان هم که ورق می زنند می گویند ما چطور این لغات را حفظ کنیم و به خاطر بسپاریم؟ 

 البته من هر سال در جلسه اول سال تحصیلی روشهای یادگیری لغات و گرامر را برای دانش آموزانم توضیح می دهم و الان در این پست نیز مواردی از آن روشهای موثر درج شده که توصیه می کنم حتما برای یادگیری لغات ( vocabulary )  به کار گیرند: 

روشهای موثر برای یادگیری لغات زبان انگلیسی

به  خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:

 کارتهای نمایش (Flash cards)

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.

روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازه‌ای که در جیب جا شوند، تهیه می‌کنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را می‌نویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد می‌کنید. همانطور که کارتها را مرور می‌کنید، لغتها را به دو دسته تقسیم می‌کنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر می‌آورید و آنهایی که به راحتی نمی‌توانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکرده‌اید آنقدر ادامه می‌دهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفته‌اید.

  دفتر لغت

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که می‌توانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً می‌توانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....

  تصویر سازی ذهنی

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue (تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه می‌شوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین می‌توانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorous به معنی شجاع بر می‌خورید. در این حال می‌توانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستاده‌اید و مشغول تماشای وال‌ها هستید. والها یکی یکی به سطح آب می‌آیند ولی به محض اینکه شما را می‌بینند می‌ترسند و فرار می‌کنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب می‌آید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما می‌آید. شما با خود می‌گویید: وال روس، شجاع است! (مثال دوم از rezalotfian.blogfa.com)

این تکنیک به شما کمک می‌کند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته می‌شود که هر‌چقدر تصویر ساخته شده عجیب‌تر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.

 تکرار، تکرار و تکرار!

مطالعات نشان می‌دهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده می‌شوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شده‌اند. همچنین زبان‌شناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی می‌کند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری می‌کند. در ضمن توصیه می‌شود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.

  مطالعه آزاد

شما می‌توانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبان‌شناسان ادعا می‌کنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانواده‌های آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که می‌توانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متن‌های انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر می‌خورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.

  طبقه‌بندی لغات

با طبقه‌بندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحت‌تر می‌شود. به مثال زیر توجه کنید:
 

VEGETABLES

Celery  کرفس

Cauliflower  گل کلم

Pea  نخود

Onion  پیاز

Carrot  هویج

FRUIT

Pear  گلابی

Peach  هلو

Apple  سیب

Cherry  گیلاس

Melon  خربزه

شما همچنین می‌توانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشه‌ای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بی‌بچه (بی‌اولاد)

  و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که این روشها را با هم تلفیق کنید.

منبع:   http://pakizeh123.blogfa.com/post-95.aspx

نوشته شده در چهارشنبه 1390/06/16ساعت 18:14 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

دختری که خدا از او عکس گرفت!!!

دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌ رفت و بر می‌گشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.
بعد از ظهر که شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.
مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینکه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد.
اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد، او می‌ایستاد، به آسمان نگاه می‌ کرد و لبخند می زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار می‌شد.
زمانیکه مادر اتومبیل خود را به کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار می‌کنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟
دخترک پاسخ داد: من سعی می‌کنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس می‌گیرد!

http://safirdanesh1.blogfa.com/90042.aspxمنبع  

نوشته شده در شنبه 1390/06/12ساعت 10:36 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

نوشته شده در سه شنبه 1390/06/08ساعت 18:19 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

 
 
 
نوشته شده در سه شنبه 1390/06/01ساعت 18:26 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

درس دوم
کاربرد it به عنوان فاعل ، Should

لغات درس دوم

سبز

green

كيلومتر

kilometer

مهم

important

چه كسي روي خط تلفن است ؟

who is it on the phone ?

ژاپن

japan

آن مرد كيست ؟

who's that man ?

جنگل

jungle

علف - گياه – سبزه

grass

زمين

land

شما اهل كجا هستيد؟

where do you come from ?

خنديدن

laugh

شغل شما چيست ؟

what do you do ?

متر

meter

مسافرت رفتن – سفر كردن

travel

ميمون

monkey

امتحان دادن

take an exam

لازم

necessary

به خط ايستادن

stand in line

شمال

north

بالارفتن

‌ go up

بالا

top

او اهل .... است ؟

He's from

كاملاً

quite

ديرشدن

get late

رسيده

ripe

جالب – بامزه

funny

آسيا

Asia

پر (از چيزي)

full (of sth)

‌بيدار

awake

‌ثابت كردن – تعمير كردن

fix

پشت

back

مزرعه – ميدان

field

بهتر

better

دستيار كشاورز

farmhand

باهوش

clever

مزرعه

farm

ابري

cloudy

دور (از)

for (from)

نارگيل

coconut

پايين انداختن

drop down

سرد

cold

مكالمه – گفتگو

dialog

گاو

cow

تيره – تاريك

dark

اروپا

Europe

به درستي

correctly

امتحان

exam

به عنوان

as

چيزي

something

بالارفتن

‌climb

بهار

spring

هم – هم چنين

also

ماندن

stay

‌برف – برف باريدن

snow

تشنه

thirsty

پرورش دادن

raise

تركيه

Turkey

دفتر پست

post office

فهميدن

understand

تكه – قطعه

piece

دهكده

village

چيدن – برداشتن

pick

هوا

weather

ساختن – درست كردن

make

كدام

which

دراز – طويل

long

زمستان

winter

سرماخوردگي داشتن

have a cold

چه قدر فاصله است .... ؟

How for

من هستم .... منم.

It's me

نگه داشتن

keep

دستور زبان
گرامر يا دستور زبان اين درس درباره «استفاده از It به عنوان فاعل جمله و كاربرد should در جملات انگليسي مي باشد كه در زير به شرح آن مي پردازيم.  

1 – شما قبلاً با It به معناي «آن» يا «او» به عنوان ضمير آشنا شده ايد. اكنون در اين درس مي بينيد كه It مي تواند به عنوان فاعل جمله به كار رود. مانند :


روز سردي است .


It is a cold day.


چيدن گل كار مشكلي است.


It is hard to pick the flower.


2 – It همراه مشتقات فعل be و يك عبارت اسمي ، يك صفت يا يك فعل مانند rain، snow و غيره به كار مي رود. به چند مثال توجه كنيد.


It isn't very late.


‌خيلي دير شده است.


It is raining.


‌باران مي بارد.


It is 5 o'clock.


ساعت 5 است


It is easy to learn English.


ياد گرفتن انگليسي كار آساني است .


3 – دقت كنيد كه در اين جمله ها It‌معناي واقعي ندارد و فقط براي اين به كار مي رود كه جاي فاعل را در جمله پر كند. بنابراين آن را معني نمي كنيم. مانند :


وقت ناهار است .


It is time for lunch.


براي معني كردن جمله فوق نمي گوييم «آن وقت ناهار است» بلكه مي گوييم «وقت ناهار است».


4 – شما در درس قبل با فعل ( must = بايد) آشنا شديد. در اين درس با فعل كمكي should به معناي بايستن نيز اشنا مي شويد. Should معناي بايستن و اجبار را مي رساند ولي مثل فعل must به معناي جبر و قانون نيست بلكه يك وظيفه اخلاقي را مي رساند . يا كاري كه اگر انجام شود بهتر است. به عبارت ديگر sould , must هر دو به معناي «بايد» هستند. ولي should از must‌ ضعيف تر است.


او بايد امشب مطالعه كند


He should study tonight.


5 – بعد از فعل كمكي should فعل اصلي به صورت ساده (مصدر بدون to) به كار مي رود.


She is sick today. She should stay in bed.



او امروز بيمار است. او بايد در رختخواب بماند.


6 – براي سؤالي ساختن با should بايد should را به اول جمله بياوريم ؟


آيا او بايد امشب مطالعه كند؟


should he study tonight ?

7- براي منفي ساختن از should not و يا مخفف آن shouldn't ‌استفاده مي كنيم.


آنها نبايد كلاس را ترك كنند.


They shouldn't leave the class.


كاربرد زبان


«دريافتن درباره اشخاص»
finding out about people


شما اهل كجا هستيد؟

A – where do you came from?


من اهل ژاپن هستم .


B- I come from japan .


شغل شما چيست؟


A- what do you do ?


من يك معلم هستم .


B- I'm a teacher.


آدرس شما چيست؟


A – what's your address?


خيابان آزادي شماره 172


B - 172 Azadi Avenue.  


تمرين
پاسخ صحيح را از ميان گزينه هاي داده شده انتخاب كنيد.


1 – what time is it ?"……… is 10 o'clock.
1) this
2) that
3) it
4) the

2 – what day is today?" ……..is Sunday."
1) this
2) that
3) it
4) _

3 – How far is …….from here to your school?
1) it
2) this
3) these
4) that

4 – who is on the phone? "………is me ".
1) it
2) she
3) he
4) that

5 – It is ………….today.
1) rain
2)cloudy
3)snow
4)wind

6- They should …….early today morning.
1) get up
2) to get up
3) pot up
4) getting up

7– she has a test tomorrow. She should …. Hard to night.
1) to study
2) study
3) studied
4) have studied

8 – "……….."? I'm a doctor.
1) where are you form?
2) what's your name?
3) where do you come from?
4) what do you do ?

9 – where …..? I come from Tehran.
1) are you come from.
2) do you come from
3) are you come.
4) do you come.

10 – Is it raining or snowing? It ……….

1) is cloudy
2) is windy
3) is snowing
4) raining  


پاسخ

سوال

3

1

3

2

1

3

1

4

2

5

1

6

2

7

4

8

2

9

4

10

منبع : http://www.tv7.ir/portal/index.php?option=com_content&view=article&id=584%3A1389-02-08-08-43-02&catid=59%3A1388-10-07-11-11-06&Itemid=71&limitstart=1

نوشته شده در جمعه 1390/05/28ساعت 14:42 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

درس اول -

had to ، couldn’t

نام خانوادگي – نام فاميل

last name

درباره چيزي آموختن

learn about sth

مقدار كم – كوچك

little

دوست داشتن

love

معني داشتن – منظور داشتن

mean

بيشتر

more

موتور سيكلت

motor – bicycle

مقدار زياد

much

بايد

must

چند لحظه صبر كنيد لطفاً

Just a moment

از ديدن شما خوشحالم

Nice to meet you

سروقت

on time

توجه كردن به

pay attention to

پول پرداختن براي چيزي

pay for

گياه

plant

خوشگل – قشنگ

pretty

به خاطر آوردن

remember

ريال

rial

سالاد

salad

بنابراين

so

دنيا – جهان

world

آدرس

address

دوباره

again

تمام طول روز

all day long

سرتاسر

all over

تنها – به تنهايي

alone

الفبا

alphabet

شدن

become

تلفن كردن – صدا زدن

call

مي توانست – امكان داشت

could

آيا مي توانم ؟ آيا اجازه دارم ؟

could I ….?

مردن

die

زود

early

همه – هر كسي

every body

تمرين – ورزش

exercise

اسم كوچك

first name

جالب – با مزه

fun

آلمان

Germany

از ديدن شما خوشحالم

Glad to meet you

‌رشد كردن – روييدن

(براي گياه)

grow

رشد كردن – روييدن (براي انسان)

grow up

‌اجبار داشت – بايست

had to

سخت

hard

بايد

have to

‌من ميل دارم – من مايلم

I'd like

كودكستان

kindergarten


دستور زبان
گرامر يا دستور زبان اين درس شامل دو بخش است. قسمت اول آن درباره كاربرد فعل كمكي couldn’t (گذشته cant) و قسمت دوم آن درباره كاربرد had to مي باشد. در زير به شرح اين دو قسمت مي پردازيم.  

1 – شما قبلاً با فعل كمكي can به معناي توانستن و اجازه داشتن آشنا شده ايد. فعل كمكي can را همراه not به صورت كامل و يا شكل مخفف آن cant جهت منفي كردن به كار مي برند.


I can speak English.


‌من مي توانم انگليسي صحبت كنم


I cant speak English.


من نمي توانم انگليسي صحبت كنم (حالت منفي )



2 – گذشته فعل كمكي can ، فعل كمكي could مي باشد. فعل كمكي could را همراه not به صورت كامل و يا شكل مخفف آن couldn’t جهت منفي كردن به كار مي برند.

I could speak English last year.


من پارسال مي توانستم انگليسي صحبت كنم


I couldn’t speak English last year.


من پارسال نمي توانستم انگليسي صحبت كنم (حالت منفي )



3 – براي سؤالي ساختن با could، بايد could را به ابتداي جمله بياوريم.

آيا شما پارسال مي توانستيد انگليسي صحبت كنيد؟ (حالت سؤالي)


Could you speak English last year?




4 – شما قبلاً با فعل كمكي must به معناي اجبارداشتن كه براي زمان حال و آينده به كار مي رود، آشنا شده ايد. براي بيان بايستن يا اجبار داشتن در گذشته از فعل كمكي had to استفاده مي كنيم. در جمله پس از must‌ يا had to فعل به صورت ساده (مصدر بدون to) به كار مي رود.


او بايد امروز به مدرسه برود . (زمان حال)


She must go to school today.

او بايد ديروز به مدرسه مي رفت. (زمان گذشته)


She had to go to school yesterday.


من بايد سؤالات پاسخ بدهم . (زمان حال)


I must answer the questions.


من بايد ديشب به سؤالات پاسخ مي دادم (زمان گذشته)


I had to answer the questions last night.



5- به جدول زير توجه كنيد.

حال

گذشته

Can

Could

Must , have to

Had

 

كاربرد زبان


«پرسيدن اسم كسي»
Asking somones name


1 – A : Excuse me ,Are you Henry?


ببخشيد، آيا شما هنري هستيد ؟


B : Yes , And what's your name?


بله و اسم شما چيست؟


A : I'm John.

من جان هستم

On the phone


روي خط تلفن


2- A : May I speak to Mr. Amini?


مي توانم با آقاي اميني صحبت كنم ؟


B: yes, just a moment please.


بله ، لطفاً يك لحظه صبر كنيد


.Introducing a friend
«معرفي يك دوست »


3 – A : I'd like you to meet my friend Henry. ‌


من ميل دارم كه شما با دوستم هنري آشنا شويد.


B: Glad to meet you Henry.


‌از ديدارتان خوشبختم هنري


C: Nice to meet you too.


من هم از ديدارتان خوشبختم



تمرين :
پاسخ صحيح را از ميان گزينه هاي داده شده انتخاب كنيد .



1- I can write English now. I …. Write English 2 years ago.
1) can't
2) couldn't
3) have to
4) didn't have to

2 – please …… to what I say.
1)grow up
2) grow
3)pay for
4) pay ottention

3 – when I ….., I will buy a motor-bicycle.
1) become
2) pay attention
3)grow up
4) grow

4 – we need some ….. for the salad.
1) milk
2) tomatoes
3) flowers
4) water

5 – she…… pay for dinner last dinner last night.
1) has to
2) have to
3) had to
4) must

6 – The old man was sick. He….. see a doctor.
1) had to
2) must
3) should
4) has to

7 – They didn’t have a car. They had to … a taxi.
1) take
2) takeing
3) took
4) taken

8 – Ali is very tired. He …. Rest at home.
1) have to
2) could
3) has to
4) souldn't

9 – I can play ping – pong now. I …. Play ping – pong before.
1) can't
2) shouldn't
3) couldn't
4)mustn't

10 – They didn't have enough money so they … buy that car.
1) had to
2) can't
3) mustn't
4) couldn't  

پاسخ

سوال

2

1

2

2

3

3

2

4

3

5

1

6

1

7

3

8

3

9

4

10

 


نوشته شده در جمعه 1390/05/28ساعت 14:26 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

درس هفتم - جملات شرطی نوع دوم(conditional sentences 2)

 

 

 

شرطی نوع دوم بیان کننده موقعیتی غیر واقعی است بنابر این احتمال انجام شرط

بسیار ضعیف است.

 

 

نتیجه شرط                                                                      جمله ساده

 

    فعل ساده+    could     +    فاعل      +  و +   جمله گذشته ساده  if +

                       would

                  might   

 

 

 

 

مثال:

 

1_If I had a lot of money, I would help  poor people.

 

2_If they arrived  this morning ,we might see  them.

 

3_If the car were  cheaper .I could buy  it.

 

4_If I werenot  a student  , I would work   somewhere.

 

5.she couldnot   pass the test if she did not study  hard .

 

6.I could buy  a new car if I  were a rich man.

 

 

 

  *در شرطی نوع دوم بهتر است به  جای was  از were  استفاده کنیم .(چون were   از was  رسمی تر است و غیر واقعی بودن جمله را بیشتر نشان می دهد)

 

 

*تذکر*: همانند شرطی نوع اول می توان جای جمله شرط و نتیجه را عوض کرد.

نوشته شده در جمعه 1390/05/28ساعت 13:36 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

درس ششم

جملات شرط نوع اول(conditional sentences type 1)

  شرطی نوع اول احتمال وقوع شرط و نتیجه آن وجود دارد.

 به این نوع جمله شرطی .شرطی واقعی  (present real)می گویند.

 

     جمله شرط                                 +                      نتیجه شرط

 

                جمله حال ساده + if   +   جمله آینده ساده/جمله امری

 

برای ساخت آینده جمله ی نتیجه در جملات شرطی .از افعال کمکی

 will, may , can, must, should    استفاده می کنیم .

 

 

***تذکر***

چنانچه جمله شرط قبل از نتیجه بیاید بین آنها ویرگول می گذاریم.

 

if I see  him ,I will tell  him the news.                                              

اگر او را ببینم به او خبر خواهم داد .

                                            

                 may homework soon, I will go to the park    if I finish   

 

اگر تکلیفم را زود تمام کنم به پارک خواهم رفت

 

he will watch Tv if he has free time                                                

 

 

اگر وقت آزاد داشته باشد تلویزیون تماشا خواهد کرد

 

 

I can get  there on time if take a  taxi                                             

 

اگر تاکسی بگیرم می توانم به موقع برسم.

 

we can go on a picnic if it isnot rainy.                                              

اگر هوا بارانی نباشد می توانیم به ÷یک نیک برویم .

call me if you need help                                                             

 

اگر نیاز به کمک داری با من تماس بگیر.

  

نکته دوم :self _pronouns (ضمایر انعکاسی و تاکیدی)

 

self _prounous 

my self

  

yourself

  

himself 

 

herself  

 

itself 

 

ourselves

  

yourselves

  

themselves

 

 

مثال

 

 

_she saw herself in the mirror

 

او  خودش را در آینه دید

 

 

 

_he hurt himself                 

 

او به خوش صدمه رساند

 

2_کاربر تاکید

  

ضمایر تاکیدی برای تاکید روی فاعل به کار می روند .ضمایر تاکیدی و بعد از فاعل یا در  

 

آخر جمله به می روند.

 

مثال:

 

_I wrote  the letter myself

من خودم نامه را نوشتم

 

 

I myself  wrote the letter     

 

she herself will clean the car  

 

 

او خودش ماشین را تمیز خواهد کرد

 

she will clean the car herself.

 

 

 

نکته سوم :

برخی از فعل ها  می توانند دو فعل داشته باشند که در این صورت مفعولی که عمل فعل

 

مستقیما روی آن واقع می شود مفعول مستقیم اسمی که به نحوی  غیر مستقیم با فعل  در

 

ارتباط می شود را مفعول  غیر مستقیم می نامند .مفعول مستقیم بلافاصله  بعد از فعل

 

و مفعول غیر مستقیم با یک واسطه (حرف اضافه ) بعد از مفعول مستقیم می آید.

 

 

 She bought a cake for her sister

 

Reza gave the book to me   

 

She bought  her sister a cake

 

Reza  gave me the book

 

 

تذکر ::::

 

در انگلیسی می توان جای دو مفعول را عوض کرد که در این صورت حرف اضافه مفعول

 

غیر مستقیم حذف می شود.

 

تذکر:::

ضمیر انعکاسی نیز می توا ند در نقش مفعول مستقیم یا غیر مستقیم  به کار رود.

 

he bought a car for himself  = he bought himself a car

نوشته شده در جمعه 1390/05/28ساعت 13:35 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|

درس پنجم - نکته اول:the   تعریف معین (Definite article)

نکته اول:the   تعریف معین (Definite article)

 

مورادی که حروف تعریف the   به کار می رود .

 

(1)  the sky,  the earth  ,  the moon , the sun,…….  

 

اسامی منحصر به فرد نظیر آسمان .زمین . خورشید

 

 

                              the united states, the Philippines, ….(2)

 

اسامی بعضی کشور ها......

 

the morning ,the evening, the afternoon                   (3)

 

اوقات شبانه روز...

 

(3) close the door , open the window, please

 

 

اسامی که برای شنونده و گوینده مشخص است.

 

4) I listened to the news last night             )

 

اشاره به برخی برنامه های تلویزیونی و رادیویی مثل خبر.کارتون.....

 

  the seat of the car , the door of the house    (5)

 

اسامی که با 0f_ phrase مشخص شده باشد

 

this is the man that I met yesterday (6)

 

اسامی که با جمله واره های  وصفی معرفی شده باشند.

 

 I saw a man in the park   , the man was the doctor.(7)

 

اسامی که قبلا به آن ها صحبت کرده باشیم یا تکراری باشن 

 

                       the alps , the  zayandehrood , the black sea.(8)

 

اسامی رشته کوه .اقیانوش ها . دریا ها .خلیج.

 

 

the  atlantic  ocean the red sea ,the Persian gulf(9)

 

اسامی که قبلا راجع به آن ها صحبت کرده باشیم یا تکراری باشند.

 

(10) the suez canal ,the hormoz stralt the coldest ,the most beautiful      

 

 

قبل از صفات عالی

 

 

 

مواردی که حرف تعریف the  به کار نمی رود

 

 

 

         اسامی خاص افراد reza , maryam ,……                   john, jack ,

 

        Tehran, shiraz Tokyo, paris......           اسامی شهر ها 

 

iran , germany , china , argentina      اسامی کشور ها

 

 

    on friday,on mondey  on wendesday                      روزهای هفته

 

 

     , Europe                                  asia  , Africa  اسامی قاره ها

 

in aban , in October, in may      ماه های س

 

 

   in 1955,in 1379, in1999,…… سال ها

 

some books ,my pen, a few apples,   اسامی که با وابسته اسمی اسمی

 

مانند ,some more ,any ,few, little,several, my ,her

 

 

نکته دوم ::سوالی کردن جملات با کلمه های پرسشی

 

whom

 

what

 

why

 

where

 

when

 

what time

 

how

?...+فعل اصلی+فاعل+فعل کمکی+ اسامی غیر قابل شمارش+how much

 

اسم قابل شمارش+how many

 

how often

 

how long

 

how far

 

how old

 

اسم+ which

 

 

اسم +whose

 

(1) when did you do your homework?

 

 

(2) why are you going to study English?

 

(3) how meny student are there in the class?

 

(4) whose pen is on the desk.

 

 

اما هر گاه کلمه  ای پرسش who, whar…… فاعل جمله ای را مورد سوال قرار دهد از این الگو مستثی بوده و عینا جای فاعل قرار می گیرد و بقیه اجزای جمله پشت سر آن نوشته می شوند.

نوشته شده در جمعه 1390/05/28ساعت 13:31 توسط جانب اللهی فيروزآبادی|


آخرين مطالب
» شما قضاوت کنید....
» تست ذهنی
» نتايج آزمون مرحله اول سنجش علمي دوره راهنمايي آموزش و پرورش يزد - سال 13۹۰
» داستان کوتاه
» چطور می فهمی که در سال 2012 هستی؟
» نمونه سوال تستی سال سوم راهنمایی
» داستان عجیب
» وصیت نامه کوچکترین رزمنده سال های دفاع مقدس-شهید «محمدحسین ذوالفقاری میبدی»
» بوی ماه مهر
» داستان توقع زياد

Design By : Pichak